سيد حسن آصف آگاه
225
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
بخش دهم : ادبيات پيشگويانهء ايرانى وراى مرزهاى ايران بيرون از مرزهاى ايران رواياتى احتمالا از يك متن مذهبى ايرانى ضد هلنى برجا مانده كه در آن زمان بر سراسر آسياى غربى نفوذ و تأثير بسيار عظيمى داشته است و ظاهرا عدهاى ايرانى پيشگويى كردهاند كه به زودى سلطهء اروپاييان منفور به خواست خداوندى و براى هميشه از ايران و آسيا برچيده خواهد شد ، و بار ديگر مشرق زمين پرچمدار آزادى ، بيرق مجد و عظمت گذشتهء خويش را بر تارك زمين به اهتزار درخواهد آورد . اين انديشه چندين قرن در نهان و خفيه جريان داشته است و از اين همه روايات مختلفى برجا مانده ، كه روايت مندرج در كتاب دانيال از عهد عتيق ؛ روايت مذكور در قطعاتى پراكنده كه با عنوان پيشگويى هيستاسپ ( گشتاسب ) آمده ؛ و بالاخره روايتى مندرج در ترجمهء پهلوى يك رسالهء اوستايى موسوم به بهمن يشت ( كه توضيحات آن گذشت ) از آن جملهاند . اما قبل از پرداختن به اين مطالب ، اشاره به كهنترين متن پيشگويى ايرانى در مجموعهاى تحت عنوان پيشگويىهاى سيبولايى 1 ( سىبيل ) كه مجموعهاى اعتراضآميز و ضد هلنى است ، از اهميت ويژهاى برخوردار است . پيشگويى ايرانى در كتاب سوم مجموعهء حاضر در سطرهاى 395 - 388 جاى دارد كه به نظر بسيارى از دانشمندان ، مؤلف آن يك نفر يهودى است كه در حدود 140 ق . م مىزيسته ، و هموست كه از تركيب و جور كردن پيشگويىهايى شرقى و هلنى ، عليه دولتهاى يونانى